153
مَا أَرَاكَ بَعْدُ إِلَّا هَاهُنَا يَا زُرَارَةُ فَأَيَّةَ عِلَّةٍ تُرِيدُ أَعْظَمَ مِنْ أَنَّهُ لَا يَأْتَمُّ بِهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُرَارَةُ أَ مَا تَرَانِي قُلْتُ صَلُّوا فِي مَسَاجِدِكُمْ وَ صَلُّوا مَعَ أَئِمَّتِكُم. 1
راوى گويد: در حضور ابوجعفر امام باقر(ع) نشسته بودم كه مردى وارد شد و گفت: قربانت شوم! خانه من در كنار مسجد است و اگر در نماز جماعت شركت نكنم، به من ناسزا مىگويند. تكليف من چيست؟ امام باقر(ع) فرمودند: اگر تو چنين مىگويى، اميرالمؤمنين(ع) نيز فرموده: هر كس صداى اذان را بشنود و بدون عذر و علت در نماز جماعت شركت نكند، نماز او پذيرفته نخواهد شد.
امام باقر(ع) به آن مرد كه خارج مىشد سفارش كردند: نماز جماعت با آنان و پشت سر هيچ امامى را ترك مكن. بعد كه آن مرد، پى كار خود رفت، من گفتم: قربانت شوم. اين پاسخ بر من ناگوار آمد. حتى اگر اهل مسجد در شمار مؤمنان نباشند؟ امام باقر(ع) تبسم كرده و فرمودند: هنوز مىبينم كه تو بر چنين مسائلى حساسيت دارى! چه علّت و عذرى بالاتر از اينكه آن شخص صلاحيت اقتدا ندارد. اى زراره نشنيدهاى كه من گفتهام در مساجد خودتان نماز بخوانيد و به امام خودتان اقتدا كنيد.
تقريب استدلال
علاّمه مجلسى تفسير قول راوى « وقعوا فىّ » را غيبت شدن توسط عامه و نسبت رفض و عناد دانسته است. 2 اين روايت صحيح 3 را مرحوم كلينى در باب « فضل صلاة الجماعة » نقل كرده است. روشن است كلينى اين روايت را ناظر به جماعت اهل تسنن ندانسته است؛ بلكه سؤال راوى اين است كه در نماز جماعت قوم خود شركت نمىكرده و با اين عدم شركت، زمينه حرف و حديث را درباره خود به وجود آورده