138حقيقى بوده است؛ چراكه فضيل عدم اعتداد به نماز را از امام(ع) روايت مىنمايد. نكته مقابل عدم اعتداد، اعتداد به نماز خلفالناصبى در شرايط تقيه است. پس در قول فضيل اقتدا صورى است؛ ولى به قرينه مقابله فرموده امام(ع)، ناظر به اقتداى حقيقى است. 1
اشكال
قبلاً بيان شد گرچه عدم قرائت در شرايط معمولى بيانگر تحقق اقتداست، با توجه به اينكه امام جماعت و همه اهل مسجد عثمانى بودهاند، چه بسا تقيه، تنها سقوط قرائت و احتساب قرائت امام را در پى داشته باشد. پس روايت از اين نظر ظهورى در تحقق اقتدا ندارد. اما وجه دومى كه بيان كردهاند، درخور توجه است و مىتواند ظهور صدر روايت در اقتداى حقيقى را در شرايط تقيه تمام سازد.
ولى به احتمال بسيار زياد فرموده حضرت:
« صَلِّ خَلْفَهُ وَ احْتَسِبْ بِمَا تَسْمَعُ»، از روى تقيه باشد. شاهد اين احتمال اين است كه امام(ع) نمىتواند حكم واقعى را بيان كند و از راه بيان فضيل، راوى را به حكم واقعى آگاه مىسازد. از طرفى تعبير
« إِنِّي نَازِلٌ فِي بَنِي عَدِيٍّ » بيانگر استمرار حضور راوى ميان بنى عدى بوده و از طرف ديگر عبارت
« فَأَخَذْتُ بِقَوْلِ الْفُضَيْلِ وَ تَرَكْتُ قَوْلَ أَبِي عَبْدِاللهِ (ع)» بيانگر اين است كه بعد از آن در زمانهاى ديگر، ميان همان قوم نيز به قول حضرت عمل نكرده و به قول فضيل مبنى بر عدم اقتدا عمل كردهاند؛ بنابراين دلالت اين روايت بر عدم صحت اقتدا بيشتر است تا صحت اقتدا. پس، از اين روايت استفاده مىشود كه حتى در شرايط تقيه نيز اقتداى حقيقى به ناصبى صحيح نيست.
روايت چهاردهم: صحيحه حفص بن بخترى
محمّد بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِيعَبْدِاللهِ(ع) قَالَ يُحْسَبُ لَكَ إِذَا دَخَلْتَ مَعَهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَقْتَدِ بِهِمْ مِثْلُ مَا يُحْسَبُ لَكَ إِذَا كُنْتَ مَعَ مَنْ تَقْتَدِي بِه. 2