135استتار و تقيه، معادل پنجاه نماز واجب در جماعت برشمردهاند. پرواضح است مراد از «پنجاه نماز واجب در جماعت»، نماز جماعت صحيح و حقيقى است. بنابراين عبارت
« صَلَاةً فَرِيضَةً فِي جَمَاعَةٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا » نيز ظهور در جماعت حقيقى پيدا مىكند.
اما اينكه اين اقتدا در فضاى تقيه خوفى است يا مداراتى، به نظر روايت بيشتر ناظر به تقيه خوفى است. عباراتى چون
« وَ لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ مَعَ الْخَوْفِ فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مِثْلَ الْعِبَادَةِ وَ الْأَمْنِ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ» مؤيد اين مطلب است.
اشكال
ممكن است استظهار ديگرى نيز از روايت صورت گيرد و آن اينكه مراد از عبارت
« صَلَاةً فَرِيضَةً فِي جَمَاعَةٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا » ، خواندن نماز جماعت مخفيانه باشد و با شركت در جماعت اهل تسنن ارتباطى نداشته باشد.
پاسخ
اين احتمال با قيد «مستتراً بها» سازگار نيست؛ چون معناى اين قيد اين است كه به وسيله جماعت استتار كند و حال آنكه طبق اين استظهار، استتارى به وسيله جماعت صورت نمىگيرد؛ بلكه خود جماعت در خفا انجام مىشود و در لغت، «استتربه» به معناى «اخفاه» نيامده است؛ بلكه «استتار» به معناى «اختفاء» به كار رفته است. 1 بنابراين استعمال حرف باء با اين واژه، به معناى استعانت يا سببيت است. گفته مىشود:
« واستترت بالثوب و تستّرت ». 2 همين تعبير در ادامه روايت، درباره نماز فرادا نيز آمده است:
« صَلَاةً فَرِيضَةً وَحْدَهُ مُسْتَتِراً بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ » كه مىتوان اينگونه معنا كرد كه با نماز فرادا خود را از دشمن مخفى مىدارد كه اين مسئله مىتواند با خواندن نماز فرادا در خانه، محقق شود. بنابراين استظهار اول مناسبتر به نظر مىرسد.