126واقفى خوانده است. 1 در هر صورت وثاقت وى مسلّم است و برخى نسبت وقف را به وى نپذيرفتهاند. مرحوم آيتالله العظمى خويى به قرينه كلام نجاشى و تعبير «ثقه ثقه» درباره وى و اشاره نشدن به وقف در كلام ايشان و نيز در كلام «برقى»، «ابن غضائرى» و كشى، در واقفى بودن وى تشكيك كرده و در نهايت آن را نمىپذيرند. 2
اما مرحوم صدوق 3 و سپس شيخ طوسى(رحمه الله) در رجالش، وى را واقفى شمردهاند. 4 برخى احتمال دادهاند نزد شيخ صدوق(رحمه الله) بين سماعه و ابنسماعه 5 كه از سران واقفيه است، سهوى صورت گرفته باشد و شيخ طوسى نيز، به تبع اين سهو صدوق، سماعه را واقفى خوانده باشد. 6
نتيجه اينكه با توجه به وثاقت همه روات و عدم ثبوت واقفى بودن سماعه بن مهران، روايت صحيح است و موثّقه دانستن روايت، 7 ناشى از نسبت نادرست وقف به سماعه است.
بررسى دلالى
عبارت
« هَذَا أَمْرٌ شَدِيدٌ لَنْ تَسْتَطِيعُوا ذَاكَ» در نقلهاى ديگر با تعبير متفاوتى ذكر شده است. در نوادر الحكمة به اين صورت نقل شده است:
« هذا أمر تمديد إن يستطيعوا ذاك ». 8در بحارالانوار با اين تعبير آمده است:
« هَذَا أَمَرُّ تَمْدِيدٍ إِنْ يَسْتَطِيعُوا ذَاكَ » 9 و در مستدرك اينگونه نقل شده است:
«هَذَا أَمْرٌ عَدِيدٌ إِنْ يَسْتَطِيعُوا ذَاكَ ». 10
اما معناى محصل و واضحى، براى اين نقلها يافت نشد و ظاهراً تصحيفى است