115روايت اثباتشدنى است. هرچند وثاقت قاسم بن عروه ثابت نشود، روايت معتبر خواهد بود.
بررسى دلالى
در اين روايت از قرائت سوره پشت سر امام ناصبى نهى شده و قرائت وى از قرائت مأموم، كافى دانسته شده است و اين خود كاشف از صحت اقتداست؛ گرچه اين اقتدا در شرايط تقيه صورت گرفته باشد. محقق اصفهانى مىفرمايد: «اجزاى قرائت امام از قرائت مأموم از لوازم خاص جماعت صحيحه است؛ وگرنه معنا ندارد كه امام جماعت امام حقيقى نبوده، ولى در عين حال قرائت امام از قرائت مأموم مجزى باشد». 1 بنابراين ظاهر روايت تحقق اقتداى حقيقى است. ظاهراً مطابق همين بيان، امام خمينى(رحمه الله) اين روايت را جزء ادله اقتداى حقيقى ذكر كرده است. 2
اشكال
درباره اين روايت احتمال ديگرى نيز وجود دارد. توضيح اينكه با توجه به ناصبى بودن امام جماعت و جهريه بودن نماز، در صورت خواندن قرائت، شخص، شناخته شده و چه بسا به وى آزار و اذيت رسانند. ازاينرو امام(ع) از قرائت نهى كرده و همان استماع قرائت امام را كافى دانستهاند؛ كما اينكه در بعضى روايات قرائت به نحو حديث نفس، كافى دانسته شده است. 3 اما در نماز اخفاتيه، قرائت ساقط نيست؛ به اين دليل كه اولاً امكان قرائت خفيه وجود دارد و ثانياً خود اهل تسنن درباره نماز اخفاتيه قائلند كه مأموم مىتواند قرائت خود را بخواند. بيشتر ايشان ترك قرائت مأموم در نماز جهريه را لازم دانسته، ولى در نماز اخفاتيه قرائت را مستحبّ شمردهاند. 4 انصاف اين است كه