116اين احتمال از روايت دور نيست و تعبير «يجزيك»و ناصبى بودن امام جماعت كه بيانگر شدت تقيه است، مىتواند اشاره به اين مطلب باشد. البته تعبير «يجزيك» درباره امام مرضى نيز ذكر شده است:
عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ فِي حَدِيثٍ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَؤُمُّ النَّاسَ فَيَسْمَعُونَ صَوْتَهُ وَ لَا يَفْقَهُونَ مَا يَقُولُ فَقَالَ إِذَا سَمِعَ صَوْتَهُ فَهُوَ يُجْزِيهِ وَ إِذَا لَمْ يَسْمَعْ صَوْتَهُ قَرَأَ لِنَفْسِه. 1
از امام(ع) در مورد كسى كه مردم را امامت مىكند و صدايش را مىشنوند، ولى نمىفهمند چه مىگويد، پرسيدم. حضرت فرمودند: اگر صدايش را مىشنود، قرائت مجزى است و اگر نمىشنود براى خود بخواند.
ولى در عين حال احتمال دوم قابل اعتناست. برخى چنين احتمالى درباره روايت دادهاند. 2 برخى از فقها كه قائل به اقتداى صورى در جماعت اهل تسنن هستند نيز، اين روايت را بر شدت تقيه حمل كرده و صحبتى از اقتداى حقيقى نكردهاند. 3 بعيد نيست اين دسته از فقها نيز چنين استظهارى از روايت داشتهاند. صاحب وسائل نيز اين روايت را تحت عنوان
« بَابُ سُقُوطِ الْقِرَاءَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ مَعَ تَعَذُّرِهَا وَ الِاجْتِزَاءِ بِإِدْرَاكِ الرُّكُوعِ مَعَ شِدَّةِ التَّقِيَّة »
4
ذكر كرده است؛ يعنى با شدت تقيه قرائت ساقط است؛ ولى اقتداى حقيقى حاصل نمىشود. اما در عين حال عرف عام چنين استظهارى از روايت ندارند و سقوط قرائت را دال بر اقتدا مىدانند. بله در تعارض اين روايات با رواياتى كه اقتدا به ناصبى را صحيح نمىداند، مىتوان اين روايت را بر صرف سقوط قرائت حمل كرد. بنابراين تمسك به ظاهر اين روايت براى اثبات اقتداى حقيقى صحيح است.