97كه با فهم سلف همراه باشد؛ زيرا ما آيين خود را از آنها گرفتهايم.
آنان در تعبد به نص (كتاب و سنت)، بين خبر واحد و متواتر، تفاوتى نمىبينند؛ حتى خبر واحد را نيز در تببين عقايد و معارف، حجت مىدانند. 1
بر اين اساس، مباحث اين قسمت را در سه محور پى مىگيريم: حجيت فهم سلف، ظاهرگرايى در نقل و حجيت خبر واحد در عقايد.
1. سلفگرايى در فهم دين
سلف در لغت، به معناى پيشين است. ابنمنظور مىگويد: «سَلَف، سَلَفْ، سلفاً و سلوفاً، يعنى پيشى گرفت». 2 ابنفارس مىگويد: «سلف: س ل ف، اصلى است كه دلالت بر تقدم و سبقت دارد. پس سلف كسانىاند كه گذشتهاند». 3جوهرى نيز مىنويسد: «سَلَف، سَلفْ، سلفاً، به معناى «مضى» يعنى «گذشت» آمده است و سلف الرجل، يعنى پدران گذشته مرد». 4
از خلال اين تعريفها، استفاده مىشود كه سلف در لغت، به معناى تقدّم زمانى است. پس هر زمانى نسبت به زمان آينده، سلف