95در عصرى بوده كه اين اصطلاحات و معيارها رواج داشته است.
با وجود اين، ابنتيميه، غزالى را به دليل آنكه از اين اصطلاحات و معيارها بهره جسته و بهكار بسته، سرزنش كرده و او را به سبب چيزهايى متهم كرده است كه بايد به سبب آنها مورد تقدير قرار گيرد؛ زيرا ابنتيميه خود بر اين عقيده است كه پرداختن به علم كلام، براى احقاق حقى كه قرآن و سنت آورده، كارى موجه است و هيچ ايرادى بر آن و هيچ مانعى از آن نيست. 1
ابنتيميه، در جلد سوم از مجموعه فتاواى خود، درست براساس معيارهاى فلسفى، به مباحث كلامى دامن زده است كه بزرگان علم كلام، پيشتر بدان دامن زده بودند؛ همان بزرگانى كه سلفىها هر روز به آنان هجوم مىآورند و به بدعتگذار بودن، متهمشان مىسازند؛ براى مثال، وى از مسائلى چون رابطه علت و معلول، قدرت صلوحى و قدرت تنجيزى انسان، اينكه آيا قدرت در زمان انجام دادن فعل پديد مىآيد يا قبل از انجام دادن نيز وجود داشته است و نيز از جبر و اختيار و قِدَمِ نوعى و حدوث در جزئيات، سخن گفته و بهطور كامل به اين مسائل پرداخته است؛ درحالىكه بنابر آنچه ابنتيميه خود بارها اظهار داشته است بىترديد، شيوه خاص قرآن در بيان عقايد اسلامى، از چنين مسائلى بسيار فاصله دارد. 2