84قوانين خداوند را قبول ندارند و اصول خود را اصول دين قرار دادهاند و خيال مىكنند اين اصول را عقلشان درك كرده است و آنچه انبيا آوردهاند، بايد تابع عقل آنان باشد. پس هرچه را از دين با قوانينشان سازگار باشد، مىپذيرند و اگر مخالف قوانينشان باشد، با آن مخالفت مىكنند و از آن پيروى نمىكنند. 1
نقد و بررسى
چنانكه پيشتر گذشت، يكى از روشهاى وهابيت، پيشگرفتن غوغاسالارى براى مقابله با خصم است. آنان هر وسيلهاى را براى حذف حريف، مجاز مىشمارند. از جمله نقاطى كه وهابيت براى سست نشان دادن حريف از آن بهره مىبرد، همين مسئله است؛ آنان ادعا مىكنند اشاعره كه بيشترين پيروان مسلمان را در طول تاريخ داشتهاند، از جرگه اهلسنت خارجاند. نويسنده منصف سعودى، فرحان مالكى، مىگويد:
تقديم عقل بر نقل، مسئلهاى است كه معتزله و زيديه نيز به آن معتقدند و هركدام ادعا دارند ديگرى آن را از ايشان گرفته است و همچنين متأخرانِ اشاعره نيز آن را باور دارند. نكتهاى كه باقى مىماند اين است كه مقصود اين فرقهها از اين مسئله، غير از آن چيزى است كه سلفيه ترويج مىكنند. 2