81 - آلت تمييز: ابنتيميه اين تعريف را نيز به شافعى نسبت داده است. 1
- گاهى نيز عقل اطلاق مىشود و از آن معانى ذيل اراده مىشود:
يك- علوم ضرورى كه به واسطه آنها، ديوانه قلم تكليف از او برداشته شده و عاقل به واسطه آن مكلف شده است و اين معنا، ملاك تكليف است.
دو- علوم كسبى كه انسان را به انجام دادن كارهايى كه به او نفع مىرساند و ترك نمودن كارهايى كه به او ضرر مىرساند، فرامىخواند. در اين قسم نيز هيچ نزاعى وجود ندارد و داخل در امرى است كه خداوند به واسطه آن، انسان را مدح مىكند.
سه- عمل به علم نيز در مسماى عقل بهكار مىرود. 2
ابنتيميه بر تعريف فلاسفه، يعنى جوهر بودن عقل، بهطور جدى، نقد مىآورد و آن را برگرفته از فرهنگ يونانيان مىداند و مىگويد:
عقل، جوهرى قائم به نفس نيست؛ آنچنانكه فلاسفه مىگويند. بلكه غريزهاى است كه قوام آن به عاقل است؛ اعم از اينكه آن را عرض يا صفت، نام نهيم. همين معنا در كتاب و سنت و كلام صحابه و تابعان آمده است. 3