148صحابه دم مىزند و خود را مدافع صحابه نشان مىدهد، به حقيقت نزديك است يا اينكه مراد آنها از صحابه، افراد خاصى است كه بنىاميه از آنها رضايت دارد؟
فرحان مالكى، از سلفيان معاصر عربستان، در اينباره مىنويسد:
غلو درباره صحابه نزد سلفيه بهصورت مطلق نيست. آنها غلو نمىكنند مگر درباره تبرئه كسانى از طلقاء كه بر وجه خاص با علىبن ابىطالب(ع) مخالفت كردهاند. اما كسانى از اهل بدر و رضوان كه با عثمان بن عفان مخالفت كردهاند، نزد آنها جزء پيروان عبدالله بن سبأ يهودىاند. تمامى اين مطالب، دلالت مىكند بر اينكه كشت اين افكار در شام بوده و خوشهچين ثمره آن، بعضى از اهل حديث بودهاند و غلات سلفيه، اين بذرها را در بستان اهل حديث نشاندهاند. نه ما آنها را مىفهميم و نه آنها ما را مىفهمند؛ زيرا مراد از قواعدى كه در پرهيز دادن از سب صحابى يا مذمت صحابى وارد شده، تحريم سب وليد و پسر معاويه است؛ نه تحريم سب علىبن ابىطالب(ع) و عمار بن ياسر و عبدالرحمان بن عديس. 1
از زمانهاى گذشته، مقصود غلات حنابله از صحابه، طلقاء بودهاند. ازاينرو اگر هرگونه آيه و دليل براى ريشهكنى اين اعتقادات بياورى، نمىتوانى كارى از پيش ببرى. حتى اگر عبداللهبن ابى (منافق) جزء طلقاء و آزادشدگان بود، امروز نزد آنان از بزرگان صحابه بود كه پيامبر(ص) درباره او به نيكى شهادت مىداد! 2