117
ضرورت تأويل از ديدگاه بوطى
محقق برجسته سورى، محمد سعيد رمضان، با تقسيم تأويل، به تأويل اجمالى و تأويل تفصيلى، مذهب سلف را در برابر صفات، تأويلى اجمالى مىداند؛ زيرا آنها با پذيرش نصوص صفات و اثبات آن و نفى هرگونه نقص و مشابهت با مخلوقات از پروردگار، رويكرد تأويل را به شكل اجمالى آن بهكار مىبستند و علم تفصيلى را به خدا واگذار مىنمودند. وى در ادامه، ضرورت تأويل را در برخورد با نصوص صفات، چنين اثبات مىكند:
ترك نمودن نصوص صفاتى بر ظاهر آنها، بدون هرگونه تأويلى، اعم از اجمالى يا تفصيلى، امر قابل قبولى نيست و هرگز سلف به اين مسير روى نياورده است؛ چگونه سلف اين را بپذيرد؛ درحالىكه پذيرش اين امر و خوددارى از هرگونه تأويل، موجب تحميل و پذيرش تناقضى در عقول مىشود؛ براى مثال شما آيه ( الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ ) 1؛ «همان بخشندهاى كه بر عرش مسلط است» و نيز آيه ( وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) 2؛ «و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم» را مشاهده مىكنيد. حال اگر هر دو آيه را به همان معناى ظاهرى تفسير كنيم، كتاب خدا را به تناقض ملزم نمودهايم؛ زيرا چگونه خداوند بر عرش استيلا دارد و در همان حال، از رگ گردن به ما نزديكتر است؟! 3