91اهميت و شنيع بودن عمل را بگويد؛ نه اينكه اين كار از همسران پيامبر(ص) سر مىزند؛ زيرا خداوند، همسران پيامبر(ص) را به سبب مقام پيامبر(ص)، از عمل زنا مصون داشته است. بنابراين خداوند در مقام بيان اهميت مسئله و توجه دادن به همسران پيامبر(ص) است؛ وگرنه هيچگاه اين عمل از آنها سر نخواهد زد. 1
ابنكثير، فاحشه را عامتر معنا كرده است و به نظر مىرسد قول ابنعباس را كه بحث نشوز و سوءخلق را مطرح مىكند، پذيرفته است. ولى در قسمت دوم حتى پا را از فخر رازى فراتر مىگذارد و مىگويد كه آيه، از باب «شرط» است و شرط هم اقتضاى وقوع ندارد. سپس وى به همان آيهاى كه فخر رازى استدلال نموده است، استناد مىنمايد. پس همانطور كه شرط، در آن آيه، اقتضاى وقوع ندارد، در اين آيه هم اقتضاى وقوع ندارد؛ يعنى هيچكدام از اين اعمال، از همسران پيامبر(ص) سر نمىزند و فقط خداوند در مقام بيان شنيع بودن اين اعمال و تهديد همسران پيامبر(ص) است. 2
گفتنى است كه به نظريه فخر رازى، سه نقد وارد است:
1. فاحشه در كتب لغت، معنايى فراتر از زنا دارد و به تصريح صاحب لسان العرب، فاحشه در مواردى، كنايه از زناست؛ نه اينكه فقط اين معنا را داشته باشد و حمل لفظ بر معناى خاص، دليل مىخواهد و ما اينجا هيچ دليلى نداريم كه ثابت كند فاحشه در اين آيه، به معناى زناست؛ نه از ظاهر آيه و نه از سياق آيات قبل و بعد و نه از سبب نزول آن، چنين مطلبى به دست مىآيد.
2. حكمتى كه براى اين حكم گفته شده است، شامل هر نوع گناه و قول و فعل خارج از حق مىگردد؛ زيرا هر آنچه خلاف حق باشد، داراى مفسده است و موجب آزار قلب پيامبر(ص) مىگردد و اگر از سوى همسران پيامبر(ص) باشد،