81ابراهيم مرد؟»، طلاق داد. اشعث نزد پيامبر(ص) بود و گفت: «يا رسولالله! آيا مىخواهى خواهرم قتيله را به عقد شما درآورم؟» حضرت فرمود: «بله». 1 در حالى كه اشعث در آن هنگام (سال دهم هجرت)، مرتد بوده و خارج از مدينه زندگى مىكرده است.
3. آنگونه كه از روايت دوم فهميده مىشود، پيامبر(ص) در روزهاى آخر عمر شريف خود، ايشان را عقد كرده است و حتى نتوانسته با او رابطه زناشويى برقرار كند.
چگونه ممكن است پيامبر(ص) در آن سن و با آن وضع جسمى، زنى را به عقد خود درآورد؟ شايد هم برخى براى اينكه كوچكترين مقامى براى خود كسب كنند و خود را به پيامبر(ص) منتسب نمايند، چنين داستانهايى را ساختهاند.
4. در روايت سوم است كه اشعث بن قيس با مستعيذه ازدواج نمود و عمر قصد كرد آنها را رجم كند. ولى به او گفتند كه رابطه زناشويى نداشته است و عمر از كار خود، منصرف شد.
چگونه است كه طبق روايت اول و دوم، همين اتفاق در زمان ابوبكر رخ داده و «عكرمه» با قتيله ازدواج نمود و وقتى ابوبكر ناراحت شد، عمر او را آرام كرد و گفت اين زن حكم امهاتالمؤمنين را ندارد؛ چون پيامبر(ص) قبل از رابطه زناشويى، وفات نموده است. اما عمر در زمان خلافت خودش قصد رجم كسى را مىكند كه مرتكب چنين فعلى شده است! آيا در اين مدت، حكم را فراموش كرده يا حكم جديدى را متوجه شده است؟! نكته ديگر آنكه طبق اين نقل، در صورت صحت حادثه، قتيله تا زمان حيات پيامبر(ص) در عقد پيامبر(ص) بوده است؛ اگرچه پيامبر(ص) با او رابطه زناشويى نداشته است و حال آنكه مستعيذه، مطلقه