80اختلافنظر دارند؛ برخى از آنها، همچون شافعى و نووى، مانند فقيهان شيعه، به دليل شمول «ازواجه»، قائل به حرمتاند و برخى از آنها، مثل غزالى، در دسته دوم نيز قائل به حرمتاند. ولى در دسته سوم، قائل به حرمت نيستند. فقيهان شيعه درباره دسته دوم و سوم از همسران پيامبر(ص) نيز قائل به حرمتاند.
بررسى ديدگاه عدم حرمت عقد در دسته سوم
اين نظريه به سه روايت استناد كرده است كه به دلايلى درخور تأمل و نظرند كه در اينجا به آنها اشاره مىكنيم:
1. در روايت اول، «قتيله»، دختر اشعث بن قيس، معرفى شده و در روايت دوم، به عنوان خواهر اشعث بن قيس نام برده شده است. نكته ديگر آن است كه در روايت اول مىگويد: «پيامبر(ص) در حالى وفات يافت كه مالك قتيله بود». اما در روايت دوم مىگويد: «تزوج» كه بحث نكاح و ازدواج است.
اين دو روايت، با توجه به اين دو نكته و ايراد، نمىتوانند به طور قطع، مستند ما در حكم قرار گيرند تا ظاهر «ازواجه» را تغيير دهد.
2. آنگونه كه در تاريخ و كتب نسبشناسى آمده است، اشعث بن قيس در زمان پيامبر(ص)، مرتد شد و در زمان ابوبكر دوباره به اسلام برگشت. 1 در روايت اول نيز به اين نكته تصريح و گفته شده است كه قوم اشعث مرتد گرديدند. پس چگونه امكان دارد پيامبر(ص) با دختر يا خواهر كسى كه خود و قومش مرتد شدند و به تصريح ابناثير تا زمان حيات پيامبر(ص) در حال ارتداد بودهاند، ازدواج نمايد؟!
مؤيد ديگر براى بطلان اين قضيه، آن است كه گفته شده است، وقتى پيامبر(ص) يكى از همسران خود را كه گفته بود: «اگر محمد(ص) پيامبر است، چرا فرزندش