147برخى به صراحت، لفظ وجوب را به كار نبردهاند. بلكه از ظاهر كلام آنها اينگونه به دست مىآيد 1 و اين را از خصائص پيامبر(ص) برشمردهاند.
2. دستهاى ديگر از عالمان شيعه و اهل سنت، معتقد به وجوب مشاوره بر پيامبر اعظم(ص) نمىباشند و معتقدند پيامبر(ص) عقل كل بوده و به مشورت نيازى نداشته است. پس امر «َشَاوِرْهُمْ»، استحبابى و اخلاقى است. 2
پيشتر در چرايى حكم مشاوره بر پيامبر اعظم(ص) گفتيم كه مشاوره براى پيامبر(ص) به اين دليل نيست كه ايشان داراى نقص است يا از چيزى آگاه نيست و با مشاوره جبران مىشود. درواقع مشورت در همه موارد، به دليل نداشتن علم نيست، بلكه گاه براى تأييد نظر و اطمينان به نظر و رأى خود شخص است.
اگر حاكمى با زيردستان خود مشورت كند، آيا هميشه به اين معناست كه او چيزى را نمىداند و مىخواهد بياموزد؟! يا گاهى براى اطمينان و جلب اعتماد ديگران و جلوگيرى از مانعتراشىهاى افراد در راه اجراى تصميم و رأى خود است؟! بىترديد، مشورت هميشه به دليل نداشتن علم نيست.
درواقع پيامبر اعظم(ص) براى يكپارچگى همگان حول يك هدف، جلوگيرى از پراكندگى قومى و قبيلهاى، برداشتن تعصبهاى جاهلى، زنده نمودن كرامتهاى انسانى و نشان دادن آزادى در ابراز نظر و عقيده، با آنها مشورت مىنمود؛ تا از شائبه و شبهه استبداد جلوگيرى كند و آنها نيز بدانند حكومتدارى و مملكتدارى واقعى چگونه است. شيوه مشورت اهلبيت(عليهم السلام) نيز همين را نشان مىدهد.
بنابراين، اولاً: «شاورهم» به صيغه امر آمده است كه ظهور در وجوب دارد و هيچ قرينهاى بر استحباب آن نداريم؛ زيرا اگر مسئله، استحبابى بود، همان آيه (وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ) 3كفايت مىكرد يا اينجا هم به همين شكل مىآمد. پس خداوند