122ننموده است و اين نشان مىدهد كه در اين آيه، حكمتى نهفته است كه نور را جداى از كتاب و با عطف آورده است.
2. خداوند، پيامبر(ص) را «سراج منير» ناميد كه واژه «منير» به نور بودن پيامبر(ص) تصريح مىنمايد.
3. روايات متعددى وجود دارد كه بر اين معنا دلالت دارد و پيامبر(ص) را «نور» مىنامد؛ چنانكه پيامبر(ص) فرمود: «خداوند مرا از عصاره نور خود آفريد. سپس مرا خواند و من اطاعت كردم». 1 همچنين فرمود: «اول چيزى كه خداوند آفريد، نور من بود». 2 روايات ديگرى نيز بر اين مسئله دلالت دارد. 3
4. در كتب خصائصالنبى(ص)، «نور» را از جمله خصائص پيامبر(ص) شمردهاند. 4
5. تصريح بيشتر مفسران به اينكه مقصود از «نور»، پيامبر(ص) مىباشد.
بنابراين مقصود از «نور»، پيامبر اعظم(ص) بوده و «واو»، عطف و نشاندهنده مغايرت «نور» و «كتاب» است و از اينرو «نور»، يكى از خصائص پيامبر(ص) مىباشد.
برخى از عالمان اهل سنت گفتهاند: چون پيامبر(ص)، نور است، سايه ندارد؛ به طورىكه ايشان هرگاه زير آفتاب يا مهتاب راه مىرفت، سايهاى براى او ظاهر نمىگشت. آنان دليل خود را همين آيه مورد نظر بيان داشتهاند. 5
گفتنى است هرچند از اين آيه، نور بودن پيامبر(ص) را استنباط مىنماييم، ولى سايه نداشتن پيامبر(ص)، از آيه استنباط نمىشود. در برخى روايات و بيانات عالمان