99شفاعتكننده و هم درباره شفاعتشونده. در ضمن تا در افراد شايستگى لازم براى شفاعت شدن وجود نداشته باشد، شفاعت معنا ندارد.
حقيقت اين است كه گروهى پندارهاى غلطى از شفاعت دارند و آن را همانند پارتىبازىهاى دنيا مىدانند؛ درحالىكه شفاعت از نظر اسلام، كلاس عالى تربيت است؛ درسى است براى آنها كه راه حق را با پاى تلاش و كوشش مىپيمايند؛ ولى گاهى نيز گرفتار كمبودها و لغزشهايى مىشوند.
اين لغزشها ممكن است موجب نااميدى شود. در اينجاست كه شفاعت، همچون نيروى محرك، به سراغ آنها مىآيد و مانع نااميدى آنها مىشود و به آنها اميد مىدهد كه اگر لغزشى هم از شما سر زده است، شفيعانى هستند كه به اجازه خداوند رحمان كه رحمت عامش همگان را فراگرفته است، از شما شفاعت مىكنند.
شفاعت، دعوت به تنبلى، فرار از مسئوليت يا فراهم نمودن بستر گناه نيست. در واقع شفاعت، دعوت به استقامت در راه حق و كمنمودن گناه تا حد امكان است.
عالم ربانى، مرحوم ياسرى، از علماى محترم تهران، چنين نقل مىكرد كه شاعرى به نام «حاجب» كه در مسئله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده بود، شعرى به اين مضمون مىسرايد:
حاجب اگر معامله حشر با على است
من ضامنم كه هر چه بخواهى گناه كن!!
شب هنگام، اميرمؤمنان على(ع) را در خواب مىبيند و حضرت با ناراحتى مىفرمايد: «شعر خوبى نگفتى!» عرض مىكند: «چه بگويم؟» حضرت مىفرمايد: شعرت را چنين اصلاح كن:
حاجب اگر معامله حشر با على است
شرم از رخ على كن و ترك گناه كن!! 1