95
توسل
واژه «توسّل» بر وزن «تَفَعُّل»، از ماده «وَسَلَ» به معناى تقرّب است و «وَسيلَة» چيزى است كه با آن مىتوان به مقصود رسيد. «ابنمنظور افريقى» 1 مىنويسد:
وَسَّلَ فُلانٌ إلَى اللهِ وَسيلَةً إذا عَمِلَ عَمَلاً تَقَرَّبَ بِهِ إلَيهِ، وَ الواسِلُ: الرّاغِبُ إلَى اللهِ.
يعنى عملى را انجام داد كه به سبب آن عمل، به خدا نزديك شد و «واسِل» به معناى راغب به سوى خداست.
اما در اصطلاح، توسل به معناى آن است كه بنده، چيزى يا كسى را در پيشگاه پروردگار واسطه قرار دهد تا وسيله نزديكى او به خدا گردد. همچنين مىتوانيم توسل را به معناى مصطلح در فرهنگ شيعى، به اين صورت تعريف كنيم: «توسل عبارت است از خواستن حقيقى، از حقيقت وجودى انسانهايى برگزيده و كامل، براى وساطت در كار خيرى كه مربوط به دنيا يا آخرت است». 2
توسل به ذات، جاه و مقام انبيا و اولياى الهى، در حال حيات يا مرگ ايشان، فكر و عملى است كه از فطرت انسانها و عواطف و احساسات آنان به ولىنعمت هدايت نشئت مىگيرد و عشق به انسانهايى است كه با كسب فضايل الهى و با لطف و فيض خداوندى، مقام نبوت و وصايت و ولىاللهى را پيموده و در مسير هدايت بشر از هيچ كوششى دريغ نكردهاند.
انسان متوسل از آنجا كه خود را در مقام مواجهه و ارتباط با پروردگار، قاصر مىبيند و گناهان خويش را مانع از آن مىداند كه دعاهايش به اجابت خداوند رسد، از طريق كسانى اقدام مىكند كه بنده مخلص خدا باشند و ارتباط محكم و شايستهاى با پروردگار، برقرار كرده باشند. 3