186عبادت تنها به پارهاى اعمال كه از آن به «اعمال عبادى» نام مىبرند، خلاصه نمىگردد. بلكه هر عملى كه مورد رضايت خداست و به قصد بندگى و اطاعت از فرمان خداوند و تنها براى جلب رضاى او انجام پذيرد، عبادت محسوب مىشود. ازاينرو، روح بندگى و عبادت آن است كه انسان خود را بنده تمامعيار خدا بداند و در همه زندگى، از خواست و رضاى او پيروى نمايد. لازمه بندگى هم آن است كه انسان خود را براى خدا خالص كند و اين نيز جز در سايه رها شدن از تمامى بتها و معبودها ميسّر نمىگردد.
درباره اهميت اخلاص و سفارش به برخوردارى از آن در همه اعمال، آيات و روايات بسيارى وارد شده است كه در ادامه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
در قرآن كريم مىخوانيم: (فَاعْبُدِ اللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ، أَلاٰ لِلّٰهِ الدِّينُ الْخٰالِصُ)؛ «پس خدا را پرستش كن؛ درحالىكه دين خود را براى او خالص كردهاى. آگاه باشيد كه دين خالص از آنِ خداست» (زمر: 2 و 3).
همه باورها، رفتارها، عواطف و انديشههاى آدمى كه ابعاد مختلف زندگى او را تشكيل مىدهند، از شئون دينى خارج نيستند. ازاينرو، خالص كردن دين براى خدا به معناى خالص نمودن تمام شئون زندگى براى پروردگار است. در واقع بنده خالص خدا كسى است كه غيرخدا را از خانه دل، عرصه جان، ميدان عمل و چشمانداز گفتار و رفتار خويش بزدايد. تنها براى او بينديشد، براى او دوست بدارد و براى او تلاش كند كه اخلاص دين، جز اين نمىباشد. 1
در اينباره خداوند به پيامبرش دستور مىدهد و مىفرمايد: (قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ)؛ «بگو من مأمورم كه خدا را پرستش كنم؛ درحالىكه دينم را براى او خالص كرده باشم» (زمر: 11).
در روايات اسلامى نيز به نيت، اهميت بسيارى داده شده است و در واقع برنامه