99آببند «خراميه» بر دهانه خط خراميه و آببندى كه به نام آببند «بنى جمح» خوانده مىشد از جمله آنها است، اگر چه آببند بنى جمح از آنِ آنان نبود و براى بنى قراد بود امّا به اين نام، شهرت يافت.
باز گويد: عبدالملك به كارگزار خويش دستور داد كه صخرههاى بزرگ را بكار گيرد و او نيز با ارّابهاى سنگها و صخرهها را درآورد و پيرامون خانههاى مردم را حفر كرد و سيل برهاى محكمى را با آن سنگها بنا كرد.
گويند: آن ارّابه به وسيله شتران و گاوانى كشيده مىشد. اين كار خرج بسيارى برداشت و چه بسا براى حفظ خانهاى كوچك، چندين برابر قيمت آن، خرج مىشد. از آن سيلبرها كه از سراى ابان بن عثمان، تا خانه ابنالجوار، كشيد شده بود، هنوز آثارى باقى است. تمام اين سيلبرها، از همان مال فرستاده شده از جانب عبدالملك، ساخته شد.
از سيلبر بنى جمح كه از جانب چپ مكّه تا پايين آن كشيده شده است، نيز آثارى باقى است. امّا سيلبر دار اويس كه در پايين مكّه در گلوگاه درّه واقع شده، امر آن بر ما مشتبه شده چرا كه بعضى آن را نيز كار عبدالملك مىدانند، و امّا برخى ديگر گويند كه آن كار معاوية بن ابىسفيان است. 1
4- سيل مَخبل: در سال 84 هجرى، مكّه را سيلى فرا گرفت كه به دنبال آن، عوارض ناگوارى بر پيكر و زبان مردم آن ديار، ايجاد شد و دچار سرگشتگى و چيزى شبيه خبل (جنون) گرديدند، بدين جهت سيل مَخبل، نام گرفت. اين سيل، سيل عظيمى بود كه به مسجدالحرام، سرازير و كعبه را فرا گرفت.
5- سيل ابىشاكر: در سال 120 هجرى در زمان خلافت هشامبن عبدالملك، در مكّه آمد كه مغازهها و خانههاى بسيارى را ويران و ضررهاى فراوانى رساند. از آن جهت، نام آن را، سيل ابىشاكر نهادند كه در آن سال، ابىشاكر، مسلمةبن هشامبن عبدالملك، براى حجّ، به مكّه آمده بود. 2