1006- سال 208 هجرى، در ماه شوال، سيل عظيمى در مكّه آمد و مردم را غافلگير ساخت و آب، پشت سدّى كه در «ثقبه» واقع بود لبريز شده و سرازير گرديد و سدّ را ويران ساخت و با سيلى كه از جانب سده و منى، سرازير شده بود، مسجدالحرام و كعبه را فرا گرفت و به باب و حجرالاسود رسيد و مقام را از جاى كند و بيش از هزار خانه را ويران و بيش از هزار نفر را طعمه خويش ساخت و مسجد را از گِل و سنگ پر كرد و صندوقها، و دكّههاى فروشندگان را با خود برد و به پايين مكّه انداخت. آن زمان، حاكم مكّه، عبداللَّه بن حسين بن عبداللَّه بن عباس بن على بن ابيطالب بود. او از مأمون خليفه عباسى، كمك خواست و نوشت: «اى اميرالمؤمنين! ساكنان حرم الهى و مجاورين بيت خدا و انس گرفتگان به مسجد او و آبادكنندگان بلاد او، از سيل بنيان كنى كه خانهها و اموال بسيارى را طعمه خود كرده و مردان و زنان بسيارى را هلاك گردانيده، به دامن احسان تو پناهنده شدهاند. سيل، هيچ خوراك و پوشاكى را براى مردم، باقى نگذاشته و آنان در پى پيدا كردن غذا، روانند و فرصت آن ندارند تا عقده دل را با گريه كردن بر مادران و فرزندان و پدران و اجدادشان بگشايند. اى اميرالمؤمنين! آنان را در سايه عطوفت و احسان خود پناه ده كه خداوند را پاداش دهنده و مردم را سپاسگزار خواهى يافت.»
مأمون، اموال زيادى براى آنان فرستاد و نوشت: «شكايت تو، در مورد وضع اهل حرم، به اميرالمؤمنين رسيد و با ديده رقّت، بر آنان گريست و با باران نعمتهاى خود، به يارى آنان بپا خاست. به دنبال نيز، كمكهايى خواهد آمد، اگر خداوند، خليفه را بر عزم و نيتش ثابت بدارد». 1
7- سال 253 هجرى، سيل عظيمى در مكّه آمد و كعبه را فرا گرفت و تا نزديكى حجرالاسود رسيد خانههاى بسيارى را ويران و مسجد را از گلولاى انباشت، بگونهاى كه براى پاكسازى آن، ارّابهها به كار گرفته شد. 2
8- سال 297 هجرى. مسعودى گويد: به مدينه، خبر رسيد كه چهار ستون