73است و از قريش گرفته مىشود! بنابر اين، اگر قريش به كسى لباس احرام نميداد، او ناگزير بايد برهنه طواف مىكرد. 1
عقيدهاى برآن بود كه لباس احرام بايد لباس «حُمس» باشد. بت پرستان قريش پس از آنكه زعامت كعبه و رياست مكه را از چنگ خزاعه و يمنىها درآوردند، خود همه كاره شده، كم كم با ايجاد بدعتها و جعل احكام، براى خود امتيازاتى قائل شدند؛ از جمله گفتند: ما از نسل اسماعيل و اهل حرم و نگهبانان و متولّيان كعبه و ساكنان مكه هستيم. هيچ يك از قبايل عرب مقام و منزلت ما را ندارند. پس بايد اعمال و مناسك حج ما با ديگران تفاوت داشته باشد؛ از جمله تفاوتها اين بود كه بايد لباس «احرام» مخصوص باشد كه بعدها به لباس حُمس شهرت يافت. (حُمس، به ضمّ حا و سكون ميم، جمع احمس است؛ به معناى شدت، تفاخر و شجاعت). اگر كسى آن لباس خاص را نداشت و با لباسهاى ديگرى طواف مىكرد، بايد به طور حتم پس از پايان طواف آن لباسها را دور مىانداخت، نه خود از آن استفاده مىكرد و نه ديگران. كه به ثياب لَقَى معروف شد. اگر كسى لباس حمس نداشت يا نميتوانست تهيه كند و يا نمىخواست از لباس خود صرف نظر كند، بايد برهنه طواف مىكرد.
قبايل مختلف عرب، براى اينكه آنها نيز از طبقه ممتاز باشند و با بقيه مردم فرق كنند، به عناوين مختلف سعى مىكردند خود را «اهل حرم» جا بزنند، يا فاميل و همپيوند قريش محسوب كنند. بالأخره با گذشت چند سال، اكثر قبايل بتپرست كه برخى از مناسك حج را آميخته با بتپرستى انجام مىدادند، «حمس» به شمار مىآمدند. به دنبال همين ماجرا است كه اكثر افراد مرد و زن چون لباس مخصوص حمس نداشتند و از سويى نمىخواستند لباسهاى خود را به دور بيندازند و نيز طبع پرهوس زنان و مردان جوان كه مايل بودند پيكر عريان خود را به منظور تحريك شهوت جنسى مخالف نشان دهند، برهنه و لخت مادرزاد طواف مىكردند. 2