167و آنها مىگفتند: كسى كه با اوامر الهى مخالفت كند، همسايه خدا نيست. تعداد كشته شدگان مجموعاً به حدود سى هزار نفر رسيد كه بسيارى از آنها را در چاه زمزم ريختند و بعضىها را بدون غسل و كفن و نماز در جاهاى ديگر دفن كردند. 1
در همان حال كه قرامطه مردم را از دم تيغ مىگذرانيدند و از كشتهها پشته مىساختند، ابوطاهر كنار در كعبه اين شعر را ترنّم مىكرد:
أنا بالله و بالله أنا
يخلق الخلق وافنيهم انا 2
قرامطه علاوه بر كشتارهاى بىرحمانه و غارت اموال حجاج و اهل مكه، زيورها و از جمله پرده كعبه را غارت كردند و در آن را كندند و خواستند ناودان بيت را از جاى خود بكنند، ولى متصدى اين كار سقوط كرد و مرد و مهمتر از همه، حجرالأسود را از جاى خود برداشتند و با خود به بحرين بردند. موضوع ربودن حجرالأسود در همه كتابهاى تاريخى كه جريان حمله قرامطه به مكه را نقل كردهاند، آمده است و در بعضى از كتب اين مطلب هم اضافه شده كه ابوطاهر با گرز به حجرالأسود زد و حجر شكست و در همين حال خطاب به مردم مىگفت: اى نادانها! شما مىگفتيد هركس وارد اين خانه شود در امنيت قرار مىگيرد در حالىكه ديديد آنچه را كه من كردم. يك نفر از مردم كه خود را براى كشته شدن آماده كرده بود لجام اسب او را گرفته و گفت: معناى اين سخن (كه مضمون آيهاى از قرآن است) آن نيست كه تو مىگويى بلكه معناى آيه اين است كه هركس وارد اين خانه شد او را در امان قرار دهيد. در اين حال، قرمطى اسب خود را حركت داد و رفت و به او توجهى نكرد. 3
به گفته ابن كثير، ابوطاهر قبهاى را كه روى چاه زمزم بود خراب كرد و دستور داد باب كعبه را از جاى خود كندند و پوشش كعبه را برداشته و ميان اصحاب خود قطعه قطعه كرد و به مردى دستور داد كه بالاى كعبه رفته و ميزاب را از جاى خود بكند، ولى او از بالا افتاد و مرد، در اين حال ابوطاهر از كندن ميزاب منصرف شد سپس دستور داد