166
حمله قرامطه به مكه و داستان حجرالاسود
هجوم بىامان قرامطه بحرين به شهرها و آبادىهاى دور و نزديك و كشتارهاى بىرحمانه مردم، رعب و وحشت زايد الوصفى در مسلمين به وجود آورده بود و در اين ميان كاروانهاى حجاج بيش از همه در معرض خطر بودند. كاروانهاى حجاج بخصوص حاجيانى كه از طرف عراق به مكه مىرفتند و مجبور بودند از حوزه نفوذ قرامطه عبور كنند، همواره مورد حمله آنها بودند. اين حملات در سالهاى 313 و 314 آنچنان شديد بود كه در اين سالها هيچ يك از كسانى كه از راه عراق به مكه عازم بودند، موفق به انجام مناسك حج نشدند. 1
تا اينكه در سال 317 خشونت به اوج خود رسيد و فاجعه عظيم رخ داد. در اين سال، قرامطه طبق يك نقشه و توطئه حساب شده، به كاروانهايى كه از طريق عراق رهسپار مكه بودند، حمله نكردند و كاروانهاى حجاج از جمله كاروان عراق به سرپرستى منصور ديلمى سالم و بدون مزاحمت به مكه رسيدند؛ 2 اما چون روز ترويه رسيد، قرامطه به فرماندهى ابوطاهر جنابى حجاج را غافلگير كردند و با يك يورش وحشيانه، هم به آنها و هم به ساكنين شهر مكه حمله كردند و دست به كشتار عجيبى زدند و اهانت بىسابقه در مورد مسجدالحرام اتفاق افتاد.
گفته شده است كه در اين واقعه ابوطاهر با يك سپاه نهصد نفرى وارد مسجدالحرام شد و اين در حالى بود كه او مست بود و بر روى اسبى قرار داشت و شمشير عريانى در دستش بود حتى اسب او نزديك بيت ادرار كرد. 3
طبق نقل مورخان، قرامطه هر چه توانستند از حجاج و اهل مكه كشتند و از مقدسات اسلامى هتك حرمت كردند. آنها هزار و هفتصد نفر را در حالىكه از پردههاى كعبه گرفته بودند، كشتند. 4 شمشيرهاى قرامطه طواف كنندگان، نمازگزاران و كسانى را كه به درهها و كوهها فرار كرده بودند، درو مىكرد و مردم فرياد مىزدند كه آيا همسايگان خدا را مىكشى