161ساير ائمه قائل هستند و مىگويند: رسالت در روز غدير خم از پيامبر قطع و به اميرالمؤمنين على(ع) و پس از او به ائمه بعد منتقل شد و آنها در عين اين كه امام هستند مقام رسالت را نيز دارند. آنها مىگويند: محمد بن اسماعيل زنده است و در بلاد روم غايب مىباشد. 1
ابوالحسن اشعرى مىگويد: قرامطه معتقدند كه «محمد بن اسماعيل» هم اكنون زنده است و او همان مهدى است كه از ظهور او خبر داده شده است. 2
شهرستانى مىگويد: آنها (كه در عراق به باطنيه و قرامطه و مزدكيه و در خراسان به تعليميه و ملحده معروف هستند) كلام خود را با بعضى از گفتههاى فلاسفه مخلوط كردهاند و كتابهايى در اين باره نوشتهاند. آنها مىگويند: خداوند نه موجود و نه لاموجود است و همين طور نه عالم و نه جاهل و نه قادر و نه عاجز است و به همين گونه است ساير صفات خدا! زيرا اثبات حقيقى، اقتضا مىكند كه خداوند در جهتى كه بر او اطلاق مىكنيم با ساير موجودات شريك باشد و اين همان تشبيه است. 3 و نيز مىگويند: همانگونه كه افلاك و طبايع با تحريك نفس و عقل در حركت هستند، جامعه بشرى نيز با شرايع و به تحريك پيامبر و وصى او درحركتند و اين در هر زمانى داير خواهد بود، آنهم به صورت هفت تا هفت تا، تا به دوره پايانى خود منتهى شود و زمان قيامت فرا برسد و تكاليف برداشته شود. 4
ابوالحسن ملطى پس از نسبت دادن عقايد عجيبى به آنها مانند اينكه آنها، فرائض؛ چون نماز، روزه، زكات و حج را واجب نمىدانند. اضافه مىكند كه آنها معتقدند: كسانى كه با عقيده آنها مخالفند، كافر و مشرك هستند و خون و مالشان حلال است و مىتوان آنها را اسير گرفت! 5
البته عقايدى كه به قرامطه نسبت داده شد، بسيار بيش از اينهاست و اما تنها نمونههايى از آن را آورديم تا زمينهاى براى بحثهاى بعدى باشد.