116زشتشان باز داشت و زيورآلاتى را كه بنىابوالطيب برداشته بودند، به كعبه بازگردانيد. (آنان خانه كعبه و ناودان را از هر گوهرى لخت كرده بودند). تا آنكه بيمارى وَبا به مكّه راه يافت، كه به دنبال آن على بن محمّد صليحى به يمن بازگشت و محمّد بن ابى هاشم در مكّه جانشين او شد. حسنيان گرد او جمع شدند و حكومت بين آنان دست به دست مىگشت تا نوبت به فليتة ابن قاسم بن محمّد بن جعفر در سال 518 هجرى رسيد. او مردى دلير و نيرومند و از اديبان و شاعران بود و با رعيت رفتار نيك داشت.
در سال 595 هجرى، شريف ابوعزيز قتادة بن ادريس بن مطاعن عبدالكريم بن عيسى بن حيف بن سليمان ابن على بن عبداللَّه بن محمّد بن موسى بن عبداللَّه بن موسى بن عبداللَّه بن موسى بن عبداللَّه بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب حسنى ينبعى مكّه را تحت سلطه خود درآورد. او نياى سلسله شريفها در مكّه است. وى به زور شمشير سلطنت حجاز را به دست گرفت و هاشميان را از آنجا راند و امير محمد بن مكثر بن فليتة را به قتل رساند. قتاده، ستمگرى خونريز، سختگير و سنگدل بود. ناصر يا پدرش مستنصر عباسى، او را به جانب عراق فرامىخواند و به او وعدهها مىدهد، او دعوت را پذيرفته، به جانب عراق حركت مىكند و چون به نزديكى نجف رسيد، ترس او را فراگرفت و هنگامى كه به مشهد شريف رسيد، اهل كوفه به استقبالش بيرون آمدند و در ميان آنان گروهى بودند كه شير زنجير بستهاى را همراه مىآوردند و چون قتاده اين شير را ديد، فال بد زده گفت: من به كشورى كه شير در آن ذليل و دربند شود، پا نمىگذارم. پس فوراً به حجاز بازگشته، علت انصراف خود را ضمن اشعارى به خليفه (ناصرالدين اللَّه) نوشت. 1
او صاحب قصيدههايى معروف در مرثيه حضرت زهرا(عليها السلام) است كه مطلعش چنين است:
مالعيني قد غاب عنها كراها
وعداها من عبرة ماعداها 2