262قديمىترين متون عربى درباره شيعيان مدينه، «ماءالموائد»، اثر ابوسالم عبدالله بن محمد بن ابىبكر العياشى است. او يك عالم صوفى مراكشى است كه در اول محرم سال 1073ه .ق (اگوست 1662) به مدينه رسيد و تا شعبان همان سال (مارس 1662) در آنجا اقامت كرد. عياشى در بخشى از سفرنامه خود در شرح مدينه آورده است: «تنها چيزى كه ما را آزار مىداد، آمد و شد نخاوله به اين محل بود... مردم مدينه آنها را نخاوله مىنامند كه البته معناى آن را نمىدانم».
در حقيقت، ميان منابع قديم و معاصر شيعه و سنى، اثرى يافت نمىشود كه در توصيف اين جماعت، از پيشينه نخلدارى آنان و نام «نخاوله» اسمى نبرده باشد.
اين نام برگرفته از «نخل»، «نخله» يا «نخيل» 1 است. مفرد نخاوله، نخولى است كه «دوزى» در ملحق فرهنگى عربى خود، آن را به معناى كارگر نخلستان معنا كرده است. «نَخّاله»، «نواخله»، «نخليون»، «النُخَيْله»، «النَخَّوْليه» و يا «اصحاب النّخل» اسامى هم خانواده نخاوله است كه در بعضى متون و منابع تاريخى براى اين جماعت بهكار رفته است. 2
به گفته «كارلو آلفونسو نالينو» 3، نامى كه نخاولهاىها براى خود مىپسنديدند، «اصحابالنخل» بود. اين تمايل گروهى كه آلفونسو از آن ياد كرده، به دليل تصوير و تصور منفى و تحقيرآميزى است كه اهالى مدينه از «نخاوله» و «نخولىها» دارند.
چنانكه گذشت غير از نخلدارى، دومين ويژگى برجسته نخاوله، سكونتگاه آنان در مدينه است كه به رغم فراز و نشيبهاى تاريخى، ثابت مانده و تغيير نكرده است. اسناد و مدارك تاريخى، بهويژه گزارش سفرنامهنويسان غربى و شرقى در دورههاى