231استفاده كنند؛ بهويژه از انگليسىها كه توانستند زبان خود را بهعنوان زبان اول دنيا ترويج دهند و نهادينه كنند.
مرگ عبرتآموز ديكتاتور
امروز بسيارى از خبرگزارىهاى جهان، به بررسى مرگ رقتبار ديكتاتور ليبى پرداختهاند. اين گزارشهاى خبرى، به همراه فيلم و تصاوير جديد از آخرين لحظات عمر سرهنگ محمدقذافى مخابره شده است. در اين تصاوير، ديكتاتور، با تنى مجروح و سر و رويى خونين، عاجزانه التماس مىكند كه او را نكشند. به گزارش خبرگزارىها، يك نفر از ميان كسانى كه سرهنگ را به اسارت گرفته بودند، در يك لحظه، اسلحه طلايى او را از غلاف خارج كرده و به سر قذافى شليك مىكند.
او در روزهاى آخر حكومت، همچنان با نطقهاى آتشين، خود را رهبر واقعى، محبوب ليبى و منجى جهان اسلام معرفى مىكرد؛ چنانكه خودش را اولوا الامر و پيروىاش را واجب و وظيفه دينى مردم مىدانست. براى دشمنانش كه آنها را دشمنان اسلام، ليبى و انسانيت مىناميد، خط و نشان مىكشيد و از شكست و هلاكت آنان خبر مىداد. او هم مثل همه ديكتاتورهاى پيش از خودش، حتى تا آخرين روزهاى عمرش، نخواست يا نتوانست حقايق را ببيند و تنها زمانى متوجه شد كه خيلى دير شده بود. با اين حال حكايت چنين ديكتاتورهايى همچنان باقى است. دنياى ما، پر از مستكبرانى است كه با شنيدن اين خبرها، به جاى عبرتآموزى، راه خود را ادامه مىدهند. آنها نيز در حصارى از تخيّلات ماليخوليايى، هنوز خود را محبوب و مورد حمايت مردم و منجى جهان مىدانند. عاقبت كبر، غرور، ستم و آه مظلوم همين است و برزخ و آخرت آنها به مراتب بدتر و دهشتناكتر از اين. با اين حال دنياطلبانى هم هستند كه با ديدن اين صحنهها عبرت مىگيرند و بر زبان خود همانى را جارى مىكنند كه قوم قارون، پس از مرگش، بر زبان آوردند :(وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكٰانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللّٰهَ