76و ايام خلافت حضرت على(ع) آغاز گرديد؛ چنانكه «عاصم» از ابن سيرين نقل كرده است:
از سند احاديث سؤال نمىكردند؛ تا اينكه «فتنه» 1 واقع شد. آنگاهكه فتنه واقع شد، به راوى نظر مىكردند؛ اگر راوى از اهل سنت بود، حديثش را اخذ مىنمودند و اما اگر از اهل بدعت بود، حديثش را ترك مىگفتند. 2
برايناساس، سؤال از اسناد و نظر به احوال رجال، از حدود سال چهلم هجرى و از عصر بزرگان تابعان آغاز شده است و پيشازآن، بهدليل ارتباط مستقيم و معاشرت زياد صحابه با يكديگر، آنان از هم شناخت و آگاهى كامل داشتند و هيچ انگيزه و دليلى براى سؤال از اسناد وجود نداشته است؛ زيرا در آن هنگام، تمام احاديثى كه از قول پيامبر گرامى اسلام(ص) نقل مىشد، يا صحابهاى براى صحابى ديگر نقل مىكرد، يا صحابهاى براى فردى تابعى، و صحابه نيز بنابر عقيده ايشان، همگى عادل و مورد اعتماد بودند.
براساس ادعاى برخى، با توجه به پيامدهاى موقعيت فتنه، نتيجه طبيعى اين اختلافات، پيدايش نحلههاى فكرى و اعتقادى ميان مسلمين بود كه بيشتر اين فرقهها تشيع، جهميه، مرجئه، قدريه، معتزله، نواصب و خوارج هستند. هرچند اين تفكر ابتدا بين عدهاى خاص رواج داشت، بهتدريج با حاكمشدن تفكرات سلفيان، رنگ جدىترى به خود گرفت.