75
فصل چهارم: شرط مذهب و روايات اهل بدعت
مباحث اعتقادى و گرايشهاى مذهبى راويان، چنان اهميتى دارد كه برخى با دخيلدانستن «اعتقاد راوى» در پذيرش روايت، آن را معيارى براى رد يا قبول روايات وى دانستهاند، و درصورتىكه راوى، اعتقادى برخلاف اعتقادات آنان داشته باشد، عمدتاً از ايشان، با نام «اهل بدعت» ياد كرده و حكم به رد روايات ايشان دادهاند؛ زيرا به اعتقاد ايشان، از شرايط راوى به هنگام نقل حديث، مسلمان و عادلبودن وى است.
آنان عدالت را به ملكهاى كه باعث بر ملازمت تقوا و مروت باشد، تفسير كردهاند و خود «تقوا» را به اجتناب از اعمال نكوهيدهاى مانند شرك، فسق و بدعتِ در دين مثال زدهاند. با توجه به تفسير ايشان از تقوا چنانچه هريك از راويان، گرايشى برخلاف معتقدات آنان داشته باشد، ايشان را با نام «اهل بدعت» ياد مىكنند. در حقيقت، آنچه از ظاهر اين شرط برمىآيد، اينكه راوى نبايد هيچگونه گرايش مذهبى از قبيل گرايش به تشيع، جهميه، مرجئه، قدريه، اشعريه، معتزله و... داشته باشد؛ وگرنه راوى از «اهل بدعت» به شمار خواهد آمد.
سير و علل پيدايش اين شرط
درواقع اين شرط، با توجه به اوضاع خاصى كه براى جهان اسلام پيش آمد، طرح شد. بنا به گزارش «ابن سيرين»، توجه به اسانيد و سؤال از آن، از اواخر خلافت عثمان