72را به اهلعراق نسبت داده است. 1
چنانكه ملاحظه شد در اين تعريف، عدالت به اظهار اسلام با سلامت از فسق ظاهرى، تفسير شده است. درحقيقت، برخى از اهل عراق، شرط حصول عدالت را دستيابى به ملكه اجتناب از گناهان و كارهاى خلاف مروت ندانستهاند.
شايسته يادآورى است كه دانشمندان حديثپژوه در پذيرش روايت، پنج شرط را در راوى معتبر دانستهاند كه در صورت احراز و اثبات آنها در هريك از راويان، چنين روايتى پذيرفته خواهد شد. اين شروط عبارتاند از:
يك - اسلام: انديشمندان اتفاقنظر دارند كه نقلكننده روايت، بايد مسلمان باشد؛ زيرا نمىتوان به اخبار كسى كه معتقد به شريعت اسلام نيست، اعتماد و اطمينان پيدا كرد. برايناساس، اخبار پيروان اديان ديگر و همچنين كسانى كه خود را منتسب به اسلام مىدانند ولى اعتقادات كفرآميز دارند و عالمان، به تكفير ايشان پرداختهاند، پذيرفته نمىشود.
دو - عقل: حديثشناسان معتقدند به روايات كسى كه قدرت تشخيص ندارد، نمىتوان اعتماد كرد. بنابراين روايات فرد ديوانه و مجنون پذيرفته نمىشود. البته درصورتىكه جنون او هميشگى باشد؛ زيرا اگر شخص مبتلا به جنون ادوارى، هنگام تحمل و ادا هشيار باشد، روايت او پذيرفته مىشود.
سه - بلوغ: انديشمندان معتقدند كه اخبار بچه غيرمميز، بهدليل اينكه به مرحله تكليف نرسيده است و داراى پرهيز لازم از گناه نيست و همچنين توانايى تشخيص خوب از بد را ندارد، پذيرفتنى نيست. درحقيقت مىتوان گفت كه نپذيرفتن روايات ايشان، بهدليل نبود اطمينان و وثوق عقلايى به اخبار آنهاست. اما حديثپژوهان، درباره داشتن يا نداشتن اعتبار اخبار بچه مميز (بچهاى كه به سن بلوغ نرسيده است، اما برخلاف بچه غيرمميز، قدرت تشخيص را دارد و شخصيت فردى وى تا حدودى شكل گرفته است) اتفاقنظر