63وقيل: ان لايعمل في السرِّ مايُستحي منه في العلانية. 1
عموم فقهاى شافعى گفتهاند كه مروت، رفتارنمودن به رفتار همانند خود در يك زمان و مكان است و گفته شده مروت، خوددارى از كارهاى پست است. نيز گفته شده، مروت آن است كه كارى را در نهان انجام ندهد كه از انجامدادنش در آشكارا حيا دارد.
گفتنىاست اين كلمه، در گفتوگوى فارسى امروزى، قدرى از معناى اصلى خود برگشته؛ زيرا مروت در زبان فارسى، بهمعناى آراستگى به صفات پسنديده عرف است كه بيشتر ناظر به صفات باطنى مىباشد؛ درحالىكه اين كلمه در لغت عرب، به صفات پسنديده خُلقى يا رفتار عرفپسند و آراستگى به آداب و رفتار ظاهرى اطلاق مىشود؛ چنانكه در معجمالوسيط آمده است: «مروئة: آداب نفسانيه تحمل مراعاتها الانسان على الوقوف عند محاسن الاخلاق وجميل العادات او هي كمال الرجولية». 2 همچنين گفته شده است: «مروئت الارض: اي حسُن هوائها».
كلمه «مرىء» نيز به چيزى گفته مىشود كه ظاهرى دلپذير و لذتبخش داشته باشد؛ مانند قول خداوند كه مىفرمايد: (فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً) . كلمه «مرء» و «امرأه» نيز كه علَم براى مرد و زن است، ريشه در همين معنا دارد و آراستگى به صفات ظاهرى مردانه يا زنانه را مىرساند. پس مروت درواقع، بهمعناى آراستگى به صفات ظاهرى پسنديده نزد عرف است.
9. فسق
واژه «فسق»، در لغت بهمعناى «خروج چيزى از چيزى» است؛ چنانكه گفته مىشود: «فَسَقَتِ الرُّطَبَةُ»؛ «خرما از پوست، خارج شد». 3