170زيرا چنانكه خود او اعتراف مىكند، بحث پذيرش روايات ثقات مبتدعه، چندان برايش روشن نشده است. وى با بزرگدانستن اين مسئله و نقل اقوال در اين باره، مىنويسد: «روش بزرگان حديث در نقل از ثقات مبتدعه، اين اجازه را مىدهد كه اگر مبتدع، گرايش به بدعت غيرمكفره نداشته باشد، پذيرش روايات وى جايز است».
سپس وى مىنويسد:
اين مسئله چنانكه سزاوار آن است، براى خود من، برهانى نشده است. ولى از روش ائمه حديث، براى من واضح مىشود كه اگر كسى وارد بدعتى شد، ولى جزء بزرگان آن قرار نگرفت، رواياتش پذيرفته مىشود؛ چنانكه احاديث ايشان در كتب اسلام، بهسبب صداقت و حفظ ايشان، آمده است. 1
گفتنى است كه برخى معاصران، اين ديدگاه ذهبى را از بهترين آراء در اين باره دانستهاند. 2
ابن الحنبلى 3
«ابن الحنبلى» كه مختار خويش را به احناف نيز نسبت مىدهد، در اين باره مىنويسد: