162روايات فراخوان به مذهب پرهيز كرد. در برخى موارد. پس اگر كسى وابسته به فرقهاى باشد، ولى به آن فرانخواند و در نقل روايت، متقن باشد، گواهىاش مقبول و به روايتش احتجاج مىشود. اگر ترك حديث داوودبنحصين مجاز باشد، بايد حديث عكرمه نيز ترك شود؛ زيرا وى نيز مذهب خوارج را داشت. 1
همچنين وى، روايات وابستگان به مذهب را درصورتىكه گفته باشند، مىپذيرد. اما روايات فراخوان به مذهب را نمىپذيرد. 2 البته ابن حبان به اين نكته بسنده نمىكند و با ادعاى اتفاق درباره نپذيرفتن روايات داعيه، نوشته است:
ليس بين اهلالحديث من ائمّتنا خلافٌ انّ الصدوق المتقن اذا كان فيه بدعة ولم يكن يدعو اليها انّ الاحتجاج باخباره جائزٌ فاذا دعا إلى بدعته سقط الاحتجاج باخباره. 3
در امامان اهل حديثِ ما اختلافى نيست كه اگر راوى صدوق و متقن، اهل بدعت باشد و به بدعتش فرانخواند، مىتوان به رواياتش احتجاج نمود. اما اگر بهسوى بدعتش فرابخواند، احتجاج به اخبارش ساقط مىگردد.
گفتنى است كه بسيارى از حديثپژوهان، اين ادعاى اتفاق را نقد كردهاند. 4