157
گفتار سوم: قول بهتفصيل
عدهاى از انديشمندان اهل سنت در پذيرفتن يا نپذيرفتن روايات اهل بدعت، قائل بهتفصيل شدهاند؛ بهطورىكه بين راويان دعوتكننده به مذهب و راويانى كه مبلّغ مذهب خويش نباشند، فرق گذاشتهاند. اين دسته از صاحبنظران معتقدند كه اگر راوى، دعوتكننده به بدعت نباشد، رواياتش پذيرفته مىشود و درغيراينصورت، روايات وى مردود خواهد بود.
در حقيقت، اين عده معتقدند كه شرط پذيرش روايات اهل بدعت، عدم تبليغ و دعوتگرى ايشان است. در ادامه، نام معتقدان اين ديدگاه را به همراه سخنان ايشان درباره روايات اهل بدعت، ذكر مىكنيم:
عبداللهبنمبارك 1
«نعيمبنحماد» مىگويد:
شنيدم كه كسى به ابن مبارك گفت: روايات عمروبنعبيد را رها كردى و از هشام دستوائى و فلانى نقل روايت مىكنى؛ درحالىكه ايشان همانند عمروبنعبيد، گرايش به قدريه دارند؟! ابن مبارك گفت: «عمروبنعبيد، ديگران را به مذهب خويش دعوت مىكرد. ولى هشام و سعيد داعيه نبودند». 2