130وى سپس در ادامه، روش شافعى، احمدبنحنبل، بخارى و مسلم را معيار در پذيرش احاديث اهل بدعت، مدنظر قرار داده است.
او درباره رجال صحاح نيز نوشته است: «اكثر رجال الصحاح الثقات الاثبات لاسيما المتقدمين منهم ملموزون بمثل هذه البدع فلو ردّت احاديثهم لما ثبت او كاد يثبت في الدنيا حديث». 1
عبداللهبنصدّيق غمارى 2
عبدالله نيز همانند برادرش احمد، با تصريح به اعتبارنداشتن گرايشات مذهبى راويان، در پذيرش اخبار ايشان مىنويسد:
اختلافاتى كه در قبول روايات اهل بدعت وجود دارد، نظرى است. ولى در مقام عمل، اگر راوى ثقه و ضابط باشد، رواياتش پذيرفته مىشود؛ چه دعوتكننده به مذهب باشد، چه نباشد؛ توجهى به مذهب اهل بدعت نمىشود. 3