113نسبتدادن نظريه قبولِ مطلقِ روايات اهل بدعت به جماعتى از محدثان و متكلمان، نوشته: «قال جماعةٌ مِنْ اهل النَّقل والمتكلّمين: اخبارُ اهل الاهواء كلُّها مقبولةٌ وانْ كانوا كفّاراً وفسّاقاً بالتأويل». 1
گويا نظر خطيب بغدادى نيز قبول روايات اهل بدعت، بهطور مطلق باشد؛ زيرا وى بعد از ذكر آراى انديشمندان در اين باره، مسئله «الروايةُ عن اهل الاهواء والبدع» را با نظر كسانى كه معتقدند روايات اهل بدعت بدون هيچگونه شرطى بايد پذيرفته شود، به پايان رسانده است و نظريه امام خود، شافعى را بر اقوال ديگر ترجيح داده است. 2
محمدبنمحمد غزالى 3
غزالى كه از عالمان و عارفان برجسته قرن پنجم به شمار مىرود، در بحث تأثيرداشتن يا بىتأثيرى مخالفت مجتهد مبتدع با اجماع، مىنويسد:
اگر مجتهدى كه گرايش به بدعت غيرمكفره دارد، با اجماع مخالفت كند، اجماع منعقد نمىشود؛ زيرا مخالفتش، از نوع مخالفتِ مجتهدِ فاسق است، و مخالفت مجتهد فاسق، معتبر مىباشد.
وى در ادامه مىنويسد: