91و اين نهر فرات، آب زيادى دارد و گلآلود است و از شطّ دجله بغداد، آب او كمتر است، ولى سرعت سير او از دجله بيشتر است. جسر [ى] در بالاى او از تخته بستهاند كه عربانه را نمىگذارند از روى جسر عبور نمايد.
در آن طرف جسر، عربانه كه رسيد، پياده مىنمايند و توسط حمّال، احمال و اثقال مسافرين را حمل به آن سمت جسر مىنمايند و عربانه ديگرى در آن سمت جسر حاضر است كه مسافرين، توسط آن عربانهها حركت مىكنند. و ما تقريباً دو ساعت [و] نيم در مسيب معطّل شديم.
بعد از اوقات معطّلىها، حركت نموديم به سمت كربلا و تقريباً يك فرسخ به كربلا مانده، گنبد و بارگاه حضرت عون نمايان شد. پياده شديم، زيارت مختصرى نموديم، سوار شديم.
غرض، بعد از ساعتى، ورود به كربلا نموديم. در ميان ميدان بزرگى كه در وسط ميدان يك عمارت عالى بنا نموده بودند كه اداره بلديه 1 كربلا مىباشد و اطراف ميدان، قهوهخانههاى زيادى است كه نيمكت گذارده بودند و جمعيت كثيرى نشسته بودند من باب التفرّج.
بارى، آقاى آقا سيد محمدرضاى عرب و خدّام كه از سمت والدهشان منسوب به سلسله خودمان مىباشد - يعنى والده ايشان از فاميلى خودمان مىباشد - و علاوه بر اين نسبت، [27] نسبت صهرى هم دارند، در آن ميدان پيدا شدند و ما پياده شديم. بعد از روبوسى و تعارفات رسمى، رفتيم منزل ايشان و احمال واثقال را هم توسط حمّال، نقل به منزل ايشان نمودند.
بارى، بعد از صرف چايى، رفتيم به حمام 2 و غسلى جهت زيارت نموديم، بيرون