79
[وجود صنعت در قريه كِرِند]
صبح يوم يكشنبه، بيست و پنجم [شعبان]، از خواب برخاستيم. بعد از صرف چايى، سوار شديم. كالسكه ما حركت نمود؛ همه جا آمديم إلى قريه كرند 1. قريه بسيار خوبى است و بزرگ است و صنعتكار خوبى دارد از حيث قفلسازى و تيشهسازى و ساير چيزهاى حديدى. در واقع گمان نمىكنم در اغلب از شهرهاى ايران اين طور صنعت كار و اين قبيل كارگر داشته باشد.
غرض، بعد از اندك توقفى، حركت كرديم. امروز ناهار را در ميان كالسكه صرف نموديم؛ چون در وقت زوال ظهر در سِير بوديم. همه جا آمديم، وارد جنگل شديم. گرچه امروز تمام سير ما از ميان جنگل و كوهها بود و طريق ما هم بسيار صعب است، خيلى به زحمت آمديم.
[گزارشى از طاق كرّى و قريه سرپل]
غرض، بعدازظهر در ميان دره مختصرى كه بين جنگل است و كنار راه و آب مختصرى هم داشت، پياده شديم و چايى را صرف نموديم [17]، ولى خيلى مصفّا بود؛ چون تمام كوه و دره [و] جنگل است و پر اشجار مىباشد وهمه مخضّر و باصفا است.
غرض، حركت كرديم، به زحمت از بالاى كوه به سمت دره حركت مىكنيم. تمام