156بعد از مدتى، آنها را هم رضا نمودند، حركت كرديم؛ ولى امروز طريق ما، تمام از ميان كوهها است و ما از وسط كوهها راه مىرويم، ولى از پريروز، از ميان كوهها سربالا مىآمديم، امروز تمام راهها را سراشيب مىرويم. ولى كوهها اينجا برخلاف كوههاى ايران است. درّه هيچ ندارد؛ بين كوهها هرقدر كه مسافت است، زمين مسطّح است و كوههايش هم از كوههاى ايران كوچكتر است و لكن كوههاى زيادى است وصل به يكديگر و تمام از سنگ است، ولى قطره[اى] آب چشمه از اين كوهها جارى نيست. بيابان و كوهستان گرم بىآبى است. بارى، شب را ساعت چهار، به منزل رسيديم. بعد از صرف چايى خوابيديم.
[شمّهاى در شقاوت اخوه بگيران در مسير وَطر]
مجدّداً صبح از خواب برخاستيم. عده[اى] از اعراب آمدند از جهت پول اخوه. در واقع انسان كه به اينها نگاه مىكند، يك نوع از حيوان مخصوص ملاحظه مىنمايد. اشخاص لاغر و سياه و باريك، ولى در شقاوت و خباثت، در تمام عالم نظير ندارند. اسمى دارند كه مسلماناند، 1 ولى اسلامى است كه فقط اسم است [و] رسميت ندارد. آدم كشتن نزد اينها، به قدر كشتن يك گوسفند، اهميت بيشتر ندارد؛ بلكه كشتن خصوص [85] طايفه شيعى را بر خود لازم مىدانند.
و آب اين منزل، با وجودى كه دو سه چاه آب دارد، بسيار كم است. گرچه تمام منازل آب از چاه مىكشيدند، ولى نسبتاً از اينجا بيشتر است و تقريباً چهار فرسنگ مسافت اين منزل بود و اسم اين منزل وَطَر است. شب را خوابيديم.
يوم چهارشنبه، شانزدهم شهر ذىالقعده، صبح از خواب برخاستيم. بعد از صرف