155گرفتند و بعد كه منزل رسيديم، بعد از فىالجمله توقفى، خوابيديم. و اسم اين منزل، شُفَيه 1 است و تقريباً چهار فرسنگ [و] نيم طى مسافت نموديم. صبح از خواب برخاستيم؛ خواستند اول آفتاب حركت نمايند، مجدداً گفتند: بعدازظهر حركت مىنماييم.
و نقداًً در اين منزل عده ديگر از اعراب حربى آمدهاند، مطالبه هر نفرى پنج مجيدى پول اخوه مىنمايند و هنوز مشغول گفتوگو هستند.
يوم سهشنبه، پانزدهم شهر ذىالقعده، تقريباً شش ساعت به غروب مانده، حركت كرديم و محل منزل ما طورى بود كه چهار اطراف كوه بود و يك راه باريك مختصرى داشت و بايستى عبور از آن نقطه بشود و خواستيم كه عبور نماييم.
اعراب حربى در آنجا حاضر بودند؛ حجّاج را يك يك مىشمردند و پول اخوه را هم كم [و] زياد نموده، گرفتند و تقريباً بيست [و] پنج نفر از اعراب حربى تفنگدار، همراه ما آمدند كه از قرار تقرير مىآيند كه ما را از حدود خاك خودشان ردّ نمايند. مقدار مختصرى كه راه آمديم، عده[اى] از اعراب ديگر آمدند، مطالبه اخوه نمودند. آنها هم گرفتند.
مقدارى هم كه طى مسافت نموديم، يك مرتبه از كوهى كه در روبهروى ما واقع بود، صداى شليك تفنگ بلند شد؛ چند تير رها نمودند. بعد از ساعتى، مجدّداً مشغول شدند تا اينكه مقوّمين و حملهدارها [84] كه در عقب بودند، توسط شتر ذلول كه شترى است [كه] سرعت سير او از ساير شترهاى ديگر به درجات بيشتر است، راندند در جلوى قافله.