112دو دفعه دنبال هم مىدرخشيد، مثل برق 1.
بعد معلوم شد كه در شب، علامت راه مىباشد كه كشتىهاى مترددين ملتفت راه شده، كشتى را به سمت كوه نبرند كه دوچار صدمه و غرق شوند كه بقوّه الكتريه در آنجا مىدرخشيد به تفصيل مذكور. در واقع خيلى عجيب بود.
[كوههاى مسقط در ادامه مسير دريايى]
بارى، دست چپ ما آن كوهها است و در دست راست، كوههاى مسقط است كه رشتهكوه بزرگى است و از قرار تحقيق، يك سمت كوههاى مسقط 2 وصل به خشكى مىباشد كه سمت جنوب كوهها باشد؛ العهدة على الراوى و تقريباً يك ساعت از شب گذشته، يك كشتى هم از سمت هندوستان آمده به طريق بصره عبور نمود. بارى؛ شب را بعد از صرف غذا خوابيديم.
[كيلومترشمار دريايى]
يوم سهشنبه، هيجدهم رمضان از خواب برخاستيم. بعد از خوردن چائى رفتم گردش در ذيل كشتى. ساعتى ديديم كه به پشت ساعت رشته[اى] بستهاند و آن رشته