93ما، هيچ كسى غير از خداوند از آن آگاه نيست؟ پيامبران و ائمه(عليهم السلام) نيز، جز به واسطه وحى يا الهام، از آن باخبر نيستند و علم واقعى و ذاتى به آن ندارند؛ مگر با تعليم و آموزش خداوند. پيامبر اعظم(ص) نيز بر اساس اجماع مسلمانان، تنها به خاطر رابطه خاص بين او و خداوند، مىتواند به لوح محفوظ علم پيدا كند؛ چرا كه وحى، دو نوع است: يك نوع از آن را پيامبر، بدون واسطه مىشنود و يك نوع ديگر را به واسطه ملائكه 1و اين از ويژگىهاى نبوت است. چقدر مقام اين مجذوب امّى بالاست كه هرچه را بخواهد، از لوح محفوظ مىفهمد؛ بدون اينكه وحى يا الهامى در كار باشد! حال آنكه خداوند متعال مىفرمايد: (عٰالِمُ الْغَيْبِ فَلاٰ يُظْهِرُ عَلىٰ غَيْبِهِ أَحَداً* إِلاّٰ مَنِ ارْتَضىٰ مِنْ رَسُولٍ) (جن: 26و27). 2
اهلبيت نبوت(عليهم السلام)، هيچگاه ادعا نكردهاند كه به لوح محفوظ علم دارند و بارها تصريح كردهاند كه سرچشمه علمشان، يا رسول خدا(ص) است يا به واسطه آموزششان از طرف خداوند. ازاينرو هنگامى كه به ابوالحسن ثانى 3، امام على الهادى(ع) عرض مىشود: «آنان گمان مىكنند كه شما علم غيب مىدانى»، در پاسخ مىفرمايد:
سبحان الله ضع يدك علي رأسي؛ فوالله ما بقيت شعرة فيه، و في جسدي إلا قامت له، ثم قال: لا والله ما هي إلا وراثة عن رسول الله(ص). 4
سبحان الله، دستت را روى سرم بگذار، به خدا قسم، هيچ مويى در سرم و بدنم باقى نمانده است، مگر اينكه حتماً به خاطر اين حرف و ادعا، سيخ شده است.