132شود و در زمان حيات و بعد از حياتش نيز ايشان را زيارت نكند؟ همچنين هيچ كدام از اقوام و بستگانش او را زيارت نكنند؟ ما هيچ روايتى نديدهايم كه بگويد، بانو نفيسه، قبر ايشان در مصر را زيارت كرده است. همچنين هيچ كدام از بزرگان و محدثان و خلفاى فاطمى، ايشان را زيارت نكردهاند و ايشان به طور كامل، فراموش شده بودند؛ تا اينكه عبيدلى، ايشان را كشف كرد و افرادى همچون شعرانى و پيروانش، بعد از گذشت سالها زاييده شدند!
بر كسى پوشيده نيست كه عبيدلى، بعضى از اين روايات را از رقيه، دختر عقبة بن نافع، يكى از كاسهليسان معاويه روايت مىكند؛ همان عقبهاى كه يزيد، او را به حكومت آفريقا گماشت و ابن اثير و سيوطى، اين مطلب را در كتابهاى خود ذكر كردهاند. 1
اما سخن نادر اين رقيه، هيچ اعتبارى ندارد؛ چرا كه وى نزد ما مجهول الحال است و همين برايمان كافى است كه او، فرزند همكار و عامل مخلص يزيد و وابسته به خاندانى منحرف از خط و سيره اهل بيت رسول خدا(ص) است.
اين قنطرة السباعى كه به تازگى به ميدان سيده زينب(عليها السلام) مشهور شده است، به دست ركنالدين بيبرس البند قندارى (م 673 ه.ق) بنا شده است. مقريزى در «الخطط»، اين قضيه را بيان كرده است؛ اما نهتنها هيچ نامى از قبر منسوب به زينب(عليها السلام) در آنجا به ميان نياورده است، بلكه ديگر مزارهاى متبركه موجود در مصر را ذكر كرده است.
قبول اين حقيقت برايمان آسان مىشود، هنگامى كه مىبينيم مجدالدين بن ناسخ، متوفاى قرن نهم هجرى، قبر بانو زينب(عليها السلام) در قناطر السباع را از جمله مزارهايى رؤيايى و خيالى مىداند كه بر پايه خواب و رؤيا به وجود آمده و نهتنها هيچ دليل