133تاريخىاى براى آن وجود ندارد، بلكه منشأ آن، خوابهاى پريشان است؛ بنابراين مورخان خبره به آن اعتنايى نكردهاند. سهاوى، ابن زيات و سيوطى، از محققان برجسته تاريخ كشورشان هستند و درباره سيره مردان و زنان صحابهاى كه وارد مصر شدهاند، كتابهاى منحصربهفردى نوشتهاند.
هيچ جهانگردى در بين جهانگردان سدههاى ميانه، درباره اين مقبره موهوم چيزى نگفته و هيچ نامى از آن در تاريخ خلفاى فاطمى به ميان نيامده است. نمىدانيم كه مهاجرت زينب كبرى(عليها السلام) به مصر، خواب بوده يا خيال يا رويدادى بوده است كه فقط عبيدلى - كه دورترين مردم از مصر و حوادث آن بوده - آن را فهميده است! حال آنكه مورخان اهل تحقيق و خبرگان مصر، ورود هيچ فرزند نسبى و بلافصل على(ع) به مصر را تصديق نمىكنند.
شايد دانشمندان سدههاى اخير كه صحت چنين مقبرهاى به نام زينب در مصر را پذيرفتهاند، به روايت عبيدلى تكيه كردهاند؛ رواياتى كه بيشتر شبيه حبابهاى توخالى است كه هيچ پايه و ريشهاى ندارد، و يا مكاشفهاى صوفيانه است كه در اين صورت، اين شعر شاعر، هيچ وزن و قافيهاى نخواهد داشت [صحيح نمىباشد] كه مىگويد:
قد عاد مصر للحفيظة مغرباً
فسنا ذكاها واضح لن يغربا 1
به خاطر دفع مصيبت و بلا، در كمال تعجب به مصر بازگشت. پرتوهاى درخشش او، روشن است و هيچگاه افول نمىكند.
اين بيت به اين موضوع اشاره مىكند كه مرقد بانوى خردمند، حضرت زينب(عليها السلام)، در مصر است؛ حال آنكه ما موشكافانه و با كاوش و تحقيق مفصل، حقيقت امر را براى خواننده محترم روشن ساختيم.