121اين است غيرت و جسارت عبدالله بن جعفر و شجاعت و موضعگيرىاش در برابر معاويهاى كه آن روز، امير شام بود. عبدالله، آغشته بودن شمشير او به خون شيعه را مىدانست؛ با اين وجود هيچ هراسى از او نداشت. معاويه نيز با نيش و كنايه او مدارا مىكرد و به او مىگفت: «لعنت خدا بر كسى كه [اسرار] سينهات را از لانهاش بيرون كشاند».
پس چرا عبدالله به دفاع از دختر زهرا(عليها السلام) و بانوى خردمند بنىهاشم برنمىخيزد؛ حال آنكه او به تنهايى به سرزمين غربت تبعيد مىشود و هيچ كس جز دو دختر برادر شهيدش، او را همراهى نمىكند؟ زينبى كه از مصيبت بسيار، موهايش سفيد شده و چشمانش به خاطر شهادت اشراف قومش، گود شده است. خانههاى هاشميان، ماتمسرا شده و اشك زنانشان آرام نمىگيرد. هيچ زن هاشمى، سرمه و خضاب نمىكند و در هيچ خانه هاشمى تا پنچ سال غذا پخته نمىشود! از امامصادق(ع) روايت شده است: «يك سال كامل، شب و روز بر حسين(ع) نوحهسرايى شد». فاطمه دختر حسين(ع) روايت مىكند: «هيچ زنى از ما بعد از حادثه كربلا حنا نبست، شانه نكشيد و شادى نكرد». 1
بانوى خردمند بنىهاشم، زينب(عليها السلام)، آن قدر به خاطر برادرش غمگين بود كه پشتش خميده و رنگش زرد شد. شب و روز گريه مىكرد و غمهاى فراوانش او را از هر كار ديگرى باز مىداشت. 2 حال چگونه باور كنيم كه او بالاى منبر مىرفت و در مقابل جمعيت فراوان مردم خطبه مىخواند و آنان را بر ضد يزيد مىشورانيد؟ زينبى كه زن پاكدامن آل رسول بود، و در بين مردم، به حفظ حجاب و پوشش مشهور بود.