115مىكرده است. با اين حال، چگونه مىتوان به او استناد كرد؟
اگر اين روايتها حقيقت داشت، بىگمان علماى بزرگ قديم و جديد مصر، آن را ذكر مىكردند و بىشك محمد بن ربيع جيزى كه پدرش از اصحاب شافعى بود، در نوشتهاى كه تأليف كرده و درباره صحابهاى است كه وارد مصر شده و در آنجا درگذشتهاند، آن روايات را مىآورد. 1
همچنين امام سيوطى، به عنوان بزرگترين مورخى كه مصر او را به خود ديده و آگاهترين مردم به حوادث و اخبار سرزمينش است، بىگمان بايد در كتاب «درّ السحابة فيمن دخل مصر من الصحابة»، از آن روايات ياد مىكرد.
بررسى متن روايات
ما نمىتوانيم روايات مصعب بن عبدالله و همقطارانش را بپذيريم؛ رواياتى كه به زينب(عليها السلام)، آن بانوى خردمند، پاكدامن و بزرگوار، نسبت مىدهند. ايشان آنقدر عفيف و محجبه بود كه هيچ نامحرمى در روز او را نمىديد. حتى براى زيارت جد بزرگوارش، در تاريكى شب، و در حالى كه پدرش حيدر كرار، و دو برادر بزرگوارش حسن و حسين، او را احاطه مىكردند، در زمانى كه مردم خواب بودند، به حرم نبوى مىرفت و هنگامى كه به حياط حرم مىرسيدند، پدرش على(ع)، نور چراغها را خاموش مىكرد تا هيچ شخص نامحرمى، ناموسش و پاره تن زهرا(عليها السلام) را نبيند. ما درباره اين موضوع و در رثاى بانوى خردمند، زينب(عليها السلام) مىگوييم:
فيا بضعة المصطفى و البتول