113است، جز در برخى موارد خاص.
استطاعت عقلى: اين نوع از استطاعت عبارت است از امكان وجود خارجى؛ گرچه با زحمت و مشقت غير قابل تحمل همراه باشد. بنابراين، استطاعت عقلى با استطاعت عرفى و لغوى، در اين جهت، اختلاف دارند؛ زيرا استطاعت عرفى، توانايى بهدور از مشقت غيرقابل تحمل است. بر خلاف استطاعت عقلىكه توانايى با مشقت و زحمت را نيز شامل مىشود.
استطاعت در روايات
روايات در اين زمينه چند دسته است:
1. رواياتى كه درآن به «صحت بدن»، «زاد و راحله» و «تخلية السرب»، يعنى باز بودن مسير اشاره شده است؛ مانند روايت محمد بن يحيى اخثعمى كه گفت:
«سَأَلَ حَفْصٌ الْكُنَاسِيُّ أَبَا عَبْدِ اللهِ(ع) وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ
وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً
مَا يَعْنِي بِذَلِكَ؟ قَالَ: مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلًّي سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ فَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحج...». 1
2. رواياتى كه «صحة البدن» و «القدرة على المال» را مطرح مىكند؛ مانند روايت عبدالرحمان بن حجاج كه گفت:
«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَنْ قَوْلِهِ
وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً
قَالَ: الصِّحَّةُ فِي بَدَنِهِ وَ الْقُدْرَةُ فِي مَالِهِ». 2
3. رواياتى كه گفته است:
«عِنْدَهُ مَا يَحج بِهِ»، يعنى چيزى دارد كه با آن مىتوان حج بهجا آورد و فقط استطاعت مالى را گفته است؛ مانند روايت محمد بن مسلم كه گفت:
«قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ قَوْلُهُ تعالى
وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً
قَالَ: يَكُونُ لَهُ مَا يَحج بِهِ». 3
4. رواياتى كه داشتن زاد و راحله را شرط استطاعت مىدانند؛ مانند روايت امامرضا(ع):
«فِي كِتَابِهِ إلى الْمَأْمُونِ قَالَ: وَ حج الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ السَّبِيلُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ». 4
از رواياتى كه نقل شد، استطاعت عرفى استفاده مىشود يا استطاعت شرعى؟