112
والاستطاعة عند آل محمد(ص) للحج بعد كمال العقل و سلامة الجسم، ممّا يمنعه من الحركة التي يبلغ بها المكان و التخلية من الموانع ... ثمّ وجود الراحلة بعد ذلك و الزاد. 1
استطاعت از ديدگاه شيعه، پس از كامل شدن عقل وسالم بودن جسم و تن از ناراحتى و مرضى كه مانع از رسيدن انسان به مكه مىشود و نيز خالى بودن راه از موانع سفر، عبارت است از: داشتن راحله (وسيله راه) و زاد وتوشه.
راغب اصفهانى در مورد معناى لغوى استطاعت مىگويد:
وَ الاسْتِطَاعَةُ: استفالة من الطَّوْعِ، و ذلك وجود ما يصير به الفعل متأتّياً... و الاسْتِطَاعَةُ أخصّ من القدرة. 2
استطاعت مصدر باب استفعال از ماده طوع است وآن عبارت است از: بودن چيزى كه با آن انجام كارى ممكن مىشود [بعد مىگويد] استطاعت اخص از قدرت است.
فيومى، لغتشناس ديگر، مىگويد:
والاسْتِطاعةُ الطَّاقةُ، و القدرة، يقال استطاع، و قد تحذف التاء فيقال: اسطاع يسطيع، بالفتح ويجوز الضم. 3
استطاعت عبارت است از طاقت و توانايى. گفته مىشود استطاع و گاهى «تاء» حذف مىشود و اسطاع يسطيع يا يسطيع خوانده مىشود.
استطاعت به لحاظ شرايط، مختلف است؛ زيرا ممكن است آنچه را عقل استطاعت مىداند، در عرف استطاعت محسوب نشود و نيز ممكن است شارع شرايطى را در استطاعت لحاظ كند كه از نظر عقل و عرف، معتبر نباشد؛ اينجاست كه بايد استطاعت را به شرعى، عرفى و عقلى تقسيم كنيم.
استطاعت شرعى: چنانچه شارع مقدس در انجام كارى، افزون بر قدرت عقلى، چيز ديگرى را شرط كند، اين توانايى به نام قدرت و استطاعت شرعى ناميده مىشود.
استطاعت عرفى: استطاعت عرفى با استطاعت لغوى هماهنگ است؛ زيرا ارباب لغت، براى بيان معانى الفاظ، سراغ معانى متداول ميان عرف مىروند. اين دو، به گونهاى به هم نزديكاند كه مىتوان گفت استطاعت عرفى، همان استطاعت لغوى